بهرامی
پژوهش در علوم رفتاری از دو رویکرد اصلی کمّی و کیفی تبعیت می کند. این دو رویکرد، که هر یک ریشه در مبانی فلسفی متفاوتی دارند، نه تنها در روش تحقیق بلکه در نوع شناخت و تفسیر پدیده ای اجتماعی و انسانی نیز تفاوت های بنیادینی دارند. در این ارائه به صورت کلی، به بررسی مبانی فلسفی
این دو نوع پژوهش، اصول موضوعه آن ها و مقایسه نقاط قوت و ضعف هر یک پرداخته می شود.
این دو نوع پژوهش، اصول موضوعه آن ها و مقایسه نقاط قوت و ضعف هر یک پرداخته می شود.
تعریف پژوهش کمّی و کیفی:
پژوهش کمّی: مبتنی بر پارادایم اثبات گرایی، هدف آن انداز گیری دقیق متغیرها، آزمون فرضیه ها و تعمیم نتایج به جمعیت گسترد است.
پژوهش کیفی: بر پایه رویکرد پدیدارشناسی و ضد اثبات گرایی، تمرکز آن بر درک عمیق پدیده ها از دیدگاه افراد و بررسی معناهای ذهنی است.
پژوهش کمّی: مبتنی بر پارادایم اثبات گرایی، هدف آن انداز گیری دقیق متغیرها، آزمون فرضیه ها و تعمیم نتایج به جمعیت گسترد است.
پژوهش کیفی: بر پایه رویکرد پدیدارشناسی و ضد اثبات گرایی، تمرکز آن بر درک عمیق پدیده ها از دیدگاه افراد و بررسی معناهای ذهنی است.
مبانی فلسفی پژوهش کمّی:
اثبات گرایی: تأکید بر مشاهده و اندازه گیری عینی واقعیت. پژوهش کمّی مبتنی بر پارادایم اثبات گرایی است که ریشه در فلسفه تجربی دارد.
اصول موضوعه: پذیرش واقعیت مستقل از ذهن پژوهشگر، استفاده از روش های علمی دقیق، تکرارپذیری و قابلیت تعمیم. هدف اصلی این رویکرد، کشف قوانین عمومی، اندازه گیری متغیرها، و ارائه تبیین های کلی از رفتار انسانی است.
روش های رایج: آزمایش، پیمایش، تحمیل آماری و مدل سازی. در این روش، از ابزارهای استاندارد، آزمون فرضیه ها و تحلیل آماری استفاده می شود.
به عبارت دیگر از مبانی فلسفی پژوهش کمّی می توان به واقع گرایی، تجربه گرایی و قیاس گرایی اشاره کرد.
اصول موضوعه: پذیرش واقعیت مستقل از ذهن پژوهشگر، استفاده از روش های علمی دقیق، تکرارپذیری و قابلیت تعمیم. هدف اصلی این رویکرد، کشف قوانین عمومی، اندازه گیری متغیرها، و ارائه تبیین های کلی از رفتار انسانی است.
روش های رایج: آزمایش، پیمایش، تحمیل آماری و مدل سازی. در این روش، از ابزارهای استاندارد، آزمون فرضیه ها و تحلیل آماری استفاده می شود.
به عبارت دیگر از مبانی فلسفی پژوهش کمّی می توان به واقع گرایی، تجربه گرایی و قیاس گرایی اشاره کرد.
مبانی فلسفی پژوهش کیفی:
پدیدارشناسی و ضد اثبات گرایی: تمرکز بر تجربیات زیسته و فهم معناها از دیدگاه مشارکت کنندگان. پژوهش کیفی بر پارادایم تفسیرگرایی و پدیدارشناسی مبتنی است و بر فهم معانی ذهنی افراد از تجاربشان تأکید دارد.
اصول موضوعه: پذیرش واقعیت به عنوان امری اجتماعی و وابسته به تفسیر انسانی. در این رویکرد، واقعیت به عنوانی ساختار اجتماعی در نظر گرفته می شود که وابسته به تجربیات و تفسیرهای افراد است.
روش های رایج:ابزارهای اصلی این روش شامل مصاحبه های عمیق، مشاهده مشارکتی و تحلیل محتوای کیفی هستند. به عبارت دیگر از مبانی فلسفی پژوهش کیفی می توان به نسبی گرایی، استقرایی بودن و ذهنیت گرایی اشار کرد.
اصول موضوعه: پذیرش واقعیت به عنوان امری اجتماعی و وابسته به تفسیر انسانی. در این رویکرد، واقعیت به عنوانی ساختار اجتماعی در نظر گرفته می شود که وابسته به تجربیات و تفسیرهای افراد است.
روش های رایج:ابزارهای اصلی این روش شامل مصاحبه های عمیق، مشاهده مشارکتی و تحلیل محتوای کیفی هستند. به عبارت دیگر از مبانی فلسفی پژوهش کیفی می توان به نسبی گرایی، استقرایی بودن و ذهنیت گرایی اشار کرد.
مقایسه و تحلیل:
تفاوت ها: پژوهش کمّی بر تعمیم پذیری و دقت آماری تأکید دارد، در حالی که پژوهش کیفی به تفسیر و درک عمیق پدیده ها می پردازد.
شباهت ها: هر دو روش برای بررسی رفتار انسانی استفاد شد و می توانند مکمل یکدیگر باشند.
نقاط قوت و ضعف: پژوهش کمی در تعمیم پذیری و تکرارپذیری قوی تر است، اما پژوهش کیفی می تواند جزئیات و پیچیدگی های رفتار انسانی را بهتر منعکس کند. به عبارت دیگر پژوهش کمّی به دلیل ساختار استاندارد و روش های آماری، قابلیت تعمیم پذیری بالایی دارد اما ممکن است نتواند پیچیدگی های انسانی را به خوبی درک کند در حالی که پژوهش کیفی به بررسی عمیق تر تجربیات انسانی کم می کند اما ممکن است یافته های آن تعمیم پذیری کمتری داشته باشد.
شباهت ها: هر دو روش برای بررسی رفتار انسانی استفاد شد و می توانند مکمل یکدیگر باشند.
نقاط قوت و ضعف: پژوهش کمی در تعمیم پذیری و تکرارپذیری قوی تر است، اما پژوهش کیفی می تواند جزئیات و پیچیدگی های رفتار انسانی را بهتر منعکس کند. به عبارت دیگر پژوهش کمّی به دلیل ساختار استاندارد و روش های آماری، قابلیت تعمیم پذیری بالایی دارد اما ممکن است نتواند پیچیدگی های انسانی را به خوبی درک کند در حالی که پژوهش کیفی به بررسی عمیق تر تجربیات انسانی کم می کند اما ممکن است یافته های آن تعمیم پذیری کمتری داشته باشد.
نتیجه گیری:
با توجه به تفاوت های مبنایی این دو رویکرد، انتخاب روش پژوهشی مناسب بستگی به نوع مسئله تحقیق و اهداف پژوهش دارد. ترکیب این دو رویکرد در برخی موارد می تواند تصویر کامل تری از پدید های مورد بررسی ارائه دهد.


دیدگاه خود را بنویسید